قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1683

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال دويست و هشتادم و دويست و هشتاد و يكم از رحلت خير البشر و در سال دويست و هشتادم از رحلت خير البشر ، مكتفى از بغداد به عزيمت آنكه باز سامرّه را دار الخلافه سازد بيرون آمد . چون قاسم بن عبد اللّه ، كه وزير مكتفى بود ، بر داعيهء خليفه اطلاع يافت او را مانع شد و گفت : دولت عباسيّه در بغداد ثبوت و استقرار دارد و در سامره تزلزل و اضطراب ، و اين به تجربه معلوم شده . بنابراين ، مكتفى از آن داعيه بازگشته در بغداد قرار گرفت . و اكثر اهل تاريخ بر آن‌اند كه قتل يحيى بن ذكرويه كه رأس و رئيس قرامطه بود از جملهء وقايع اين سال بود . چون شكايت [ از ] قرامطه از حدّ بگذشت مكتفى در ماه رمضان اين سال خود با صد هزار سوار از بغداد به عزم دفع آن جماعت بيرون آمده متوجّه ولايت شام گشت . چون به رقّه رسيد در آنجا توقّف نموده محمّد سليمان را با لشكرى گران به جنگ صاحب الشّامه فرستاد . بعد از تلاقى فريقين محمّد سليمان غالب آمده صاحب الشّامه با سيصد و شصت نفر ، كه « مدّثّر ، مطوّق « 1 » و صاحب از آن جمله بودند ، گرفتار شدند . مكتفى با نصرت و ظفر روى به دار السّلام نهاد و در بغداد فرمود تا صاحب الشّامه را با آن جماعت به سياست تمام بردار كردند . و در تاريخ ابن كثير شامى چنين آورده كه روز قتل صاحب الشّامه ، مكتفى فرمود تا او را بر بلنديى بنشانيدند و اصحاب او را يك‌يك در حضور او گردن مىزدند . چون دست از مهمّ اصحاب او فارغ گردانيدند او را بند از بند جدا كرده تنش بردار كرده سرش را در بغداد بگردانيدند .

--> ( 1 ) . ابن أثير مىنويسد : مدّثر يكى از غلامان خود را « مطوّق » [ - طوقدار ] لقب داد و او را مأمور قتل مسلمين كرد ؛ - الكامل ، ج 13 ، ص 42 .